ورود برای همه آزاد است؛


دوشنبه 6 شهریورماه، در انجمن ماتیکان:

بخش نخست برنامه: نقد و بررسی رمان "پدرو پارامو" نوشته ی خوان رولفو ترجمه ی احمد گلشیری

بخش دوم برنامه: داستانخوانی وحید افتخارزاده و احسان غدیری



نشست‌های نقد داستان ماتیکان؛ هر هفته دوشنبه‌ها ساعت 17

نشانی: مشهد، پردیس دانشگاه فردوسی، جهاد مرکزی، سازمان دانشجویان، طبقه همکف، اتاق اول سمت راست.


پ ن1: اگر از زیر گذر پارک  آمدید  باید  از  در  دانشکده  دندان‌پزشکی  وارد  شوید،  سازمان دانشجویان  همان  ابتدا  واقع شده  و  نیازی  به  استفاده  از  سرویس  نقلیه  نیست. در صورت نیاز با شماره‌ی همراه ۰۹۳۶۰۴۸۶۵۵۹ تماس بگیرید.

پ ن2: نشست دوشنبه 30 مردادماه به دلیل تعطیلی عید سعید فطر برگزار نمیشود.

یک روز...

 

یک روز که ما هنوز بچه دبیرستانی بودیم سعید خان امامی برنامه ای در تلویزیون ارائه می داد به نام "هویت" که یکی از کسانی که مورد نوازش!!! آن بود شادروان دکتر عبدالحسین زرین کوب بود.

در همین صدا و سیما چند دقیقه ی پیش غلامعلی حداد عادل در برنامه ی رشید کاکاوند که از شبکه ی چهار پخش می شود بروجرد را شهری دانست که آدمهای باستعداد زیادی تحویل جامعه ی ایرانی داده (نقل به مضمون)؛ افرادی مثل استاد آیتی، آیت ا... بروجردی و مرحوم زرین کوب...

 

چقدر خوب است که گاهی صدا و سیما هم ناچار می شود بر بزرگی بزرگان صحه بگذارد.

 

اما این هم وصف حال امشبم از زبان خواجه ی شیراز:

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

 

بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش

 

عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد

باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم

 

آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

رهزن دهر نخفته‌ست مشو ایمن از او

 

اگر امروز نبرده‌ست که فردا ببرد

در خیال این همه لعبت به هوس می‌بازم

 

بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد

 

ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر

 

سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

جام مینایی می سد ره تنگ دلیست

 

منه از دست که سیل غمت از جا ببرد

راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است

 

هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار

 

خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد