نشست نقد و بررسی مجموعه داستان "نزدیکتر بیا" /روزنامه شهرآرا 29/1/1391
نشست نقد و بررسي مجموعهداستان «نزديكتر بيا» برگزار شد. نقد و بررسي نخستين مجموعهداستان فاطمه خلخالي استاد، نخستين برنامه از سري نشستهاي داستاني بهانه (جشننامه ادبيات داستاني معاصر ويژه نوروز1391) بود كه در محل سالن شوراي جهاد دانشگاهي مشهد واقع در پرديس دانشگاه فردوسي در حال برگزاري است.
در آغاز اين نشست ابتدا نويسنده، داستان كوتاه «بادبادك» را از كتاب قرائت كرد و در ادامه حاضران ديدگاههاي خود را درباره اين اثر و ديگر داستانهاي كتاب بيان كردند. آسيه نظامشهيدي، نويسنده مجموعهداستان «تمساح بودايي نيوزلندي محبوب من» با بيان اينكه عنوان كتاب از بهترين عنوانهايي است كه در حوزه مجموعهداستان ديدهام، بيان كرد: اسمهاي خاصي مانند «تاباك» يا «بهاراسان» كه در 11داستان كتاب به كار رفته، بهنوعي آشناييزدايي كرده است و خاص بودن مجموعه را به ما خاطرنشان ميكند.

علي براتي كجوان نيز با زنانه خواندن اين مجموعهداستان اظهار داشت:بيشتر شخصيتهاي داستانها زن هستند و حتي راويها نيز نگاهي زنانه دارند. به اين ترتيب نگاه زيباي نويسنده خواننده مرد را به جاهايي ميبرد كه نديده و با حسهايي آشنا ميكند كه تجربه نكرده است.
نجمه مولوي، نويسنده مجموعهداستان «از تلفن كارتي زنگ ميزنم» با يادآوري اينكه استفاده از طبيعت در رمان تاثيرگذارتر از داستان كوتاه است، گفت: به نظرم در نيمي از كارهاي اين مجموعه كه من خواندم، استفاده از طبيعت يعني كوه و دشت و چمنزار و درخت و... و فضاي خارج از شهر خيلي جدي و پررنگ است. در اين زمينه تصاوير زيبايي ارائه و گاهي نيز به توصيف بسنده شده است كه اگرچه در ذهن مخاطب تصوير نميسازد، اما بههرحال براي او دلچسب است.
فرزانه خوشآهنگ قصر، داستاننويس، نيز عنوان كرد: ويژگي نويسنده اين است كه ميتواند از نديدهها و نشناختههاي خود بنويسد؛ براي نمونه ميتوانم به فضاي داستان «از درههای تاباک سقوط خواهیم کرد» اشاره كنم.
علي رحماني، داستاننويس و مترجم با بيان اينكه نويسنده در كارهاي كوتاهتر كتاب ناموفق است، گفت: در اين كارها به خواننده براي ارتباط يافتن با فضاي ذهني شخصيتهاي داستان مجال داده نميشود، اما در آثار بلندتر كتاب اين اتفاق بهخوبي ميافتد و مخاطب با فضاي ذهني شخصيتهاي درونگرايي ارتباط برقرار ميكند كه دچار گسست از محيط پيرامون شدهاند يا آن را به واسطه چيزهايي ميشناسند كه خيلي شخصي و دروني است، بهويژه در داستانهاي «روزهايي كه تو را نديدم» و «از درههاي تاباك...».
ريحانه بنازاده، داستاننويس، هم با تاكيد بر پررنگ بودن عنصر صميميت در داستانها عنوان كرد: نويسنده در كارهاي حسيتر موفقتر است، اما ايرادي كه در مجموعه ديدم اين بود كه خانم خلخالي گاه خود را تكرار ميكند، مثلا در داستانهاي «مرگ»، «ابر زخم» و «قارچ».
در ادامه نشست، علي موسيزاده، داستاننويس اظهار داشت: در كارهاي بلندتر كتاب از آنجا كه شخصيتها مجال گسترش يافتن داشتهاند، بهتر توانستهاند فضاي حسي و ذهنيشان را ارائه كنند و در نتيجه اين داستانها موفقتر هستند. بنابراين به نويسنده كه در شخصيتپردازي تواناست، توصيه ميكنم بعد از اين به سمت نوشتن كارهاي بلندتر برود.
هديهسادات ميرمرتضوي، داستاننويس با اشاره به اينكه در داستان «بادبادك» شخصيت راوي كودك چندان با ديالوگها همخواني ندارد، گفت: بعضي داستانهاي كتاب ظرفيت تبديل شدن به داستان بلند و رمان را دارند.
اسما كرماني، داستاننويس، نيز بيان كرد: نقطه قوت كتاب در اين است كه توانسته حسي شاعرانه را در فضايي واقعگرا ارائه كند.
علي خراساني، داستاننويس اظهار داشت: اين مجموعه را از غناي واژگاني بيبهره ديدم كه البته اين عيب بسياري از مجموعهداستانهاي كنوني است.
محسن اميري، داستاننويس، هم گفت: مجموعه را دوست نداشتم؛ داستانها لحني يكنواخت دارند و بيشتر آنها توجه چنداني به ماجرا ندارند. همچنين به نظر من كارهاي كوتاهتر كتاب اصلا داستان نيستند، زيرا در آنها نه شخصيت شكل ميگيرد، نه ماجرا دارند و نه حسي در خواننده برميانگيزند.
وحيد حسيني
وحيد حسيني
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 23:20 توسط وحيد حسيني ایرانی
|
چو ايران نباشد تن من مباد...