ابیات آغازین بندهای شاهکار محتشم کاشانی:

1-

باز اين چه شورش ست كه در خلق عالم ست ؟

باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم ست ؟  

2-

كشتي شكست خورده طوفانِ كربلا

در خاك و خون تپيده ميدانِ كربلا

3-

كاش آن زمان، سُرادق گردون نگون شدي

وين خرگه بلندْ ستون، بي ستون شدي

4-

بر خوان غم، چو عالميان را صلا زدند

اوّل صلا به سلسله انبيا، زدند

5-

چون خون ز حلق تشنه او، بر زمين رسيد

جوش از زمين به ذِروه عرش برين رسيد

6-

ترسم جزاي قاتل او، چون رقم زنند

يكباره، بر جريده رحمت قلم زنند

7-

روزي كه شد به نيزه، سرِ آن بزرگوار

خورشيد، سر برهنه برآمد ز كوهسار

8-

بر حربگاه، چون ره آن كاروان فتاد

شور و نشو، واهمه را در گمان فتاد

9-

اين كشته فتاده به هامون، حسين توست

وين صيدِ دست و پا زده در خون، حسين توست

10-

كاي مونس شكسته دلان، حال ما ببين

ما را غريب و بيكس و بي آشنا ببين

11-

خاموش محتشم! كه دل سنگ، آب شد

بنياد صبر و خانه طاقت، خراب شد

12-

اي چرخ ! غافلي كه چه بيداد كرده اي ؟

وَز كين، چها درين ستم آباد كرده اي