سوگسرود...
1-
باز اين چه شورش ست كه در خلق عالم ست ؟
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم ست ؟
2-
كشتي شكست خورده طوفانِ كربلا
در خاك و خون تپيده ميدانِ كربلا
3-
كاش آن زمان، سُرادق گردون نگون شدي
وين خرگه بلندْ ستون، بي ستون شدي
4-
بر خوان غم، چو عالميان را صلا زدند
اوّل صلا به سلسله انبيا، زدند
5-
چون خون ز حلق تشنه او، بر زمين رسيد
جوش از زمين به ذِروه عرش برين رسيد
6-
ترسم جزاي قاتل او، چون رقم زنند
يكباره، بر جريده رحمت قلم زنند
7-
روزي كه شد به نيزه، سرِ آن بزرگوار
خورشيد، سر برهنه برآمد ز كوهسار
8-
بر حربگاه، چون ره آن كاروان فتاد
شور و نشو، واهمه را در گمان فتاد
9-
اين كشته فتاده به هامون، حسين توست
وين صيدِ دست و پا زده در خون، حسين توست
10-
كاي مونس شكسته دلان، حال ما ببين
ما را غريب و بيكس و بي آشنا ببين
11-
خاموش محتشم! كه دل سنگ، آب شد
بنياد صبر و خانه طاقت، خراب شد
12-
اي چرخ ! غافلي كه چه بيداد كرده اي ؟
وَز كين، چها درين ستم آباد كرده اي
چو ايران نباشد تن من مباد...