"قارچ سمی" را پس از سال‌ها دوباره دیدم؛ این‌بار کامل. با وجود برخی ضعفهای فیلمنامه مانند ارتباط ناملموس بیتا و دومان یا عنصر تصادفی که متوجه نشدم واقعا تصادف است یا برآمده از نوعی فضا یا پیرنگ فراواقعی، فیلمی بود تاثیرگذار و دوست‌داشتنی. از شما چه پنهان با دیدن بعضی صحنه‌های آن منقلب شدم...


در میان فیلم‌هایی که شادروان ملاقلی‌پور در آن به فضای پس از جنگ می‌پردازد یا رنگ‌عوض‌کرده‌های پس از جنگ را نقد می‌کند، کار خوبی بود؛ کار دیگری هم دارد با همین دغدغه‌ها به نام "مزرعه‌ی پدری" که آن کار را هم دوست داشتم. راستی، فیلم تلخی بود؛ تلخ به معنای واقعی آن...