از دل اجتماع

9داستان نخستين مجموعه داستان تاليفي الاهه دهنوي، مترجم جوان مشهدي، داستان‌هايي واقعگرا و اجتماعي‌اند اما به شيوه مرسوم آثار واقعگراي اجتماعي، از آن‌گونه كه زماني در ادبيات چپ جهان فراگير بود، نوشته نشده‌اند. درواقع نويسنده در اين داستان‌ها نگاهي ايدئولوژيك ندارد و بيانيه‌اي صادر نمي‌كند ولي در عين حال، آن‌ها را بر بستر دغدغه‌هاي اجتماعي خود مي‌نويسد.

موضوعاتي چون «قتل ناموسي» (جنگ و سكوت؛ كابوسي كه تمام نشد؛ دفترچه يادداشت)، «فراق فرزند»(در ساقه بابونه‌هاي بياباني) و فاصله ميان نسل‌ها (نسل‌ها) از جمله چالش‌هايي‌اند كه آدم‌هاي عمدتا وابسته به طبقه متوسط و يا سنتي و فرودست كتاب، با آن روبه‌رويند. اين چالش‌ها گاه بر بنياد يك ويژگي منفي انساني مانند سوءظن (دفترچه يادداشت) و زماني بر پايه معضلي اجتماعي چون اعتياد(كابوسي كه تمام نشد) شكل مي‌گيرند و يا پررنگ مي‌شوند و در ادامه به مصيبتي مي‌انجامند.

گاهي شهادت فرزند، به ويراني مادر منجر مي‌شود (در ساقه بابونه‌هاي بياباني) و در جايي ديگر، فعاليت‌هاي انقلابي، شرايط دشواري را براي آدم‌ها رقم مي‌زند (برايم لالايي بخوان). حتي زماني كه فضايي ملال‌آور از يك زندگي شبه‌روشنفكرانه ترسيم مي‌شود (خاكستر سرد)، باز پاي دغدغه‌اي اجتماعي همچون بي‌ثباتي كانون زندگي خانوادگي در ميان است. اين نكته مثبتي براي مجموعه‌داستان «كاغذهاي سوخته» است كه به فضاي پيرامون و مسائلي كه گريبانگير جامعه است توجه دارد؛ آن هم در شرايطي كه بسياري از داستان‌نويسان –و متاسفانه داستان‌نويسان زن به‌طور اخص- شخصي‌ترين، بي‌دردانه‌ترين و درنتيجه بي‌خاصيت‌ترين نوشته‌هاي ممكن را به خورد مخاطبان مي‌دهند!

ملال يا بن‌مايه؟!

بن‌مايه‌ها و تكرارشونده‌ها، نمودي پررنگ در كتاب دارند؛ به‌طوري كه سازه‌هاي گوناگون آن را دربرمي‌گيرند. آدم‌ها در هيئت «مادر» حضوري پياپي در داستان‌ها به هم مي‌رسانند. و اين به جز زمان‌هايي است كه «مادر» داستان به مانند شخصيتي فرعي و يا سياهي لشكر عمل مي‌كند: زني به عنوان كلفت خانه، با حسرت، دختركش را نظاره مي‌كند كه هووي او را در جامه خانم خانه، مادر خويش مي‌داند (سهم او)؛ زني جوان در آستانه تولد نوزادش با كابوس مرگ مادر خود دست و پنجه نرم مي‌كند (ميان سايه‌ها)؛ دختربچه‌اي نگران غيبت مرموز مادرش است (كابوسي كه تمام نشد) و... .

مفهوم «مرگ» نيز بارها از دل داستان‌هاي «كاغذهاي سوخته» رخ مي‌نمايد؛ چه در قالب قتل (جنگ و سكوت؛ كابوسي كه تمام نشد؛ دفترچه يادداشت)، چه به شكل شهادت (در ساقه بابونه‌هاي بياباني) و چه در پوشش مرگ بر اثر بيماري (ميان سايه‌ها).

و سرانجام بايد از سازه‌اي ديگر گفت كه به مانند بن‌مايه‌اي در كتاب تكرار مي‌شود؛ سازه درونمايه كه جبرانگارانه تاكيد مي‌كند «از سرنوشت، گريز و گزيري نيست!»؛ ولو كه اين سرنوشت محتوم، قرار باشد در سطرهاي نانوشته پايان باز داستان رقم بخورد؛ انگار بعيد است كه عقيقه كردن، تاثيري در نزديك ساختن نسل‌ها به همديگر داشته باشد (نسل‌ها)؛ جدايي افتادن ميان مادر و فرزند اتفاقي است كه همواره بايد نگران آن بود (ميان سايه‌ها) و هراس به شكل‌هاي گوناگون مانند زندگي در يك «بيابان خيابان‌‌كشي شده» سايه گسترانيده است (برايم لالايي بخوان).

بن‌مايه‌هاي به كار رفته در «كاغذهاي سوخته» از سويي باعث يكدست شدن هرچه بيشتر مجموعه مي‌شوند –كه شايد از ديد برخي، ويژگي مثبت تلقي شود- و از ديگر سو مي‌توانند بيانگر محدوديت موضوعات و طرح‌هاي داستان‌ها باشند- كه اين به از دست رفتن كشش آن‌ها و درنتيجه ملال و دفع خواننده مي‌انجامد.

در يك نگاه

«كاغذهاي سوخته» مجموعه‌اي ساده، بي‌تكلف و بي‌ادعاست؛ چنانكه نويسنده آن نيز –باوجود سال‌ها تجربه در ترجمه ادبي- ادعايي در زمينه داستان‌نويسي ندارد. از نثر ساده و به‌دور از پيچيدگي‌هاي فرمي كتاب گرفته تا پرداختن به زندگي‌هاي معمولي و حتي طبقات فرودست –برخلاف برخي خودنمايي‌ها در كارهاي تعدادي از داستان‌نويسان جوان كه به كمتر از اسپرسو نوشيدن شخصيت‌هايشان در كافي‌شاپ‌هاي خيابان جردن تهران راضي نمي‌شوند –مويد اين باور است.

موضوعات، طرح‌ها و ايده‌هاي داستان‌ها تكراري‌اند، نگاه نو و تازه‌اي در آن‌ها ديده نمي‌شود و حتي در مواردي با يك داستان ژورناليستي مانند آنچه در پاورقي‌هاي صفحات حوادث ديده مي‌شود، روبه‌روييم (جنگ و سكوت؛ كابوسي كه تمام نشد). از اين نظر مانند خيلي از مجموعه‌داستان‌هايي كه اين روزها انتشار مي‌يابد، آثار قابل اعتناي كتاب، نادرند؛ «در ساقه بابونه‌هاي بياباني»، «نسل‌ها» و «برايم لالايي بخوان» كارهايي هستند كه نگارنده‌ اين سطور، حظ داستاني را از خواندنشان برده است.

آخرين نكته‌اي كه در مورد نخستين مجموعه‌داستان الاهه دهنوي گفتني است، نامگذاري‌هاي داستان‌هاست. به نظر مي‌رسد نويسنده توجه بايسته و شايسته را به نام كارهايش نداشته و عنوان‌هايي كلي و گاه نخ‌نما و كليشه‌اي را براي آن‌ها برگزيده است. يك‌بار ديگر نام داستان‌هاي كتاب را مرور مي‌كنيم: جنگ و سكوت؛ خاكستر سرد؛ كابوسي كه تمام نشد؛ نسل‌ها و... .